تبليغاتX
من مسافرم ..... ؟

مهربان باش
که در ایین این پنجره ی سبز قشنگ
مهربان است کسی با من و تو
چه قشنگ است نگاهی که به مهر
بگشایی به همه
به طبیعت
به زمین
به ستاره به قناری قفس
به هر ان چیز و هر ان کس
که خدا ساخت
مهربان باش
مهربان باش با کویر دل من


تولدت مبارک گلم

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 6:12 بعد از ظهر توسط مسافر |

امروز تولد مسافر

تولدم مبارک

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت 6:5 بعد از ظهر توسط مسافر |

اگه می دونستم تنهایی سفر کردن انقدر لذت داره

هیچ وقت دنبال یه همسفر نمی گشتم

این از من به شما نصیحت

شما هم بی خیال همسفر بشید

تنهایم را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست

 گسترده تر از عالم تنهایی من عالمی نیست

+ نوشته شده در یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388ساعت 9:16 قبل از ظهر توسط مسافر |

 

یه روزی از خدا می خواستم یه همسفر واقعی توی این جاده بهم بده

یکی که حداقل تا آخر جاده منو راهی کنه !!

ولی اینو نمی دونستم که اگه چیزی رو از خدا به اسرار بخوای، بهت میده ولی خیلی زود ازت می گیره

همسفرم با من بود توی این جاده با هم بودیم، با هم می رفتیم.

ولی غافل از این که من یه لحظه هم نباید چشم ازش بردارم

نفهمیدم چی شد.فقط یه لحظه به خودم فکر کردم

 بعد وقتی به کنارم نگاه کردم دیگه همسفرم رو ندیدم.رفته بود!!

دلم به حال خودم می سوزه..... دلم به حال همه اونایی که دنبال همسفر می گردن می سوزه..!!

نمی دونم کجا رفت؟؟ اصلا نمی دونم چرا رفت؟؟؟

دیگه تصمیم آخر خودمو گرفتم و هیچ وقت هم پشیمون نمی شم

می خوام تنهای تنهای تنها تا آخر جاده برم و دیگه هم چیزی رو به خدا به اجبار نمی خوام!!

فقط کاش می تونستم با کسی دردو دل کنم ، تا یه کم از غصه های دلم کم بشه.

کاش می دونست با رفتنش دیگه چیزی از من نمی مونه!!

کاش باور می کرد که چقدر دوسش دارم...

فکر نمی کردم به این راحتی بره و تنهام بذاره!!

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 2:37 بعد از ظهر توسط مسافر |

در پي همدرديم مسافر تا تك وتنها نباشم
تا غم هايم با او قسمت كنم از اين دردها رها شم
در پي همدرديم مسافر تا آتش دلم فرو نشاند
كوله بار خود زمين گذارد و تا ابد پيشم بماند
او ازان من بود خودم پيمان شكستم
خودم با دست خود عهدم گسستم
كاش ميدانست منم بي چاره بودم
تمام شعرهاي عمرم براي او سرودم
حال چگونه بايد او را بيابم
چگونه بگم دوستش دارم
چگونه بهش بفهمانم بيقرارم
چگونه بگم در انتظارم

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 10:41 بعد از ظهر توسط مسافر |

 خوش به حال من و دریا و غروب وخورشید
                         و چه بی ذوق  جهانی که مرا با تو ندید 
                                                 ته ای جنس همان رشته که بر گردن توست
چه سر وقت ,مرا هم به سر وعده کشید
                         نه کف و ماسه که نایاب ترین مرجان ها
                                                 تپش تبزده ی نبض مرا می فهمید
آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو داد
                        مثل خورشید که خود را به دل من بخشید
                                                 ما به اندازه ی هم سهم ز دریا بردیم
 هیچکس ,مثل من و تو به تفاهم نرسید
                       من که حتی پی پژواک خودم می گردم 
                                                آخرین زمزمه ام را همه ی شهر شنید

کجایی؟؟

دارم دنبالت می گردم زندگی!!!

+ نوشته شده در یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 9:40 بعد از ظهر توسط مسافر |

می گفتی دوستم داری به تعداد قطره های بارانی که به صورتت می ریزد

و من

دوستت دارم بدون توجه به چتری که روی سرت گرفتی!!!

 

سلام به دوستای گلم

سال نو همتون مبارک

مسافر برای همتون بهترین ها رو آرزو می کنه

سال خوبی داشته باشید

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 9:40 بعد از ظهر توسط مسافر |

از خیلی خوب به خیلی بد

خیلی خوب...خیلی زود شد خیلی بد

خیلی زود

هیچ کس چیزی به من نگفت و به همین دلیل هیچ وقت سر در نیاوردم

که خیلی خوب چقدر زود تبدیل شد به خیلی بد

آفتاب...تبدیل شد به سایه به ابر

شور و شوق...تبدیل شد به درد

ترنم ترانه های دل انگیز عاشقانه جایش را داد به سردادن سروده های غم انگیز

خیلی زود

مرا دوست بدار تبدیل شد به جایی هم (در قلبت)برای من در نظر بگیر

چقدر زود دیر شد

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 11:3 قبل از ظهر توسط مسافر |

    روزتون مبارک عاشقای دنیا

اینم هدیه روز عاشقا

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 7:53 بعد از ظهر توسط مسافر |

سر آغاز!!

هيچكس.كسي مثل هيچكس... من همانم كه همچون هيچكس در تنهايي كساني قدم ميگذارم .

 من همانم كه بي نشان در بي كسي همگان به دنبال كسي مي گردم كه هيچ بودنم را به يكتايي تبديل كند پس مرا ياري ده كه با درد بي كسي بسازم ويا رستگارم كن تا تو را كه همچون من مثل هيچ كسي بيابم تا به مرز يكتايي رسيم .و در يك قدمي پايان همدیگر را پیدا کنیم.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 3:8 بعد از ظهر توسط مسافر |