|
به قول سهراب (هنوز در سفرم....)
آره هنوز در سفرم ولی نمی دونم چرا هر چی می رم نمی رسم
اصلا ما آدما عادت داریم وقتی وارد یه دنیای جدید می شیم فکر می کنیم
مال خودمون نیست و باید بریم بیرون و سفر کنیم.
خوب منم مثل بقیه... وارد یه دنیایی شده بودم که تنها چیزی که ازش یادمه ترس بود به خا طر همین زدم بیرون. ولی به کجا...؟ نمی دونم؟
خلاصه این که پا تو جاده ای گذاشتم که مقصدش نا پیدا بود و هست.
بعضی وقتها به کلم می زنه که برگردم.چه جوریشو دیگه نمی دونم؟
ولی اینو خوب می دونم
که اون دنیای قشنگی که من ازش ترس داشتم و فکر می کردم تیره وتاره
حق من بود.مال من بود واین که می تونستم بسازمش خیلی بهتر از اونی که بود ولی..........
|