نامه ای از دوست
غصه نخور مسافر اين جا ما هم غريبيم
از ديدن نور ماه يه عمر بي نصيبيم
فر قي نداره بي تو... بهارمون با پاييز
نمي بيني كه شعرام همه شدن غم انگيز
غصه نخور مسافر اون جا هوا كه بد نيست
اين جا ولي آسمون اشك ريختنم بلد نيست
غصه نخور مسافر فداي قلب تنگت
فداي برق ناز... اون چشاي قشنگت
غصه نخور مسافر تلخ هواي دوري
من كه اينو مي دونم كه چقدر صبوري
غصه نخور مسافر بازم مي ياي به زودي
ما رو بگو چه كرديم از وقتي كه نبودي
غصه نخور مسافر غصه اثر نداره
از دل تو مي دونم هچ كس خبر نداره
غصه نخور مسافر رفتيم تو ماه اسفند
ارديبهشت كه ميشه تو بر مي گردي... لبخند!
غصه نخور مسافر هميشه اين جوري نيست
هميشه كه عزيزم. راهت به اين دوري نيست
غصه نخور مسافر تولد دوباره
غصه نخور مسافر
من چشم به راهت ميمونم ببين تو تنها نيستي!
غصه نخور مسافر
سفر يه امتحان به به جون تو بلا نيست


|