ديگه نه عاشقي نه مهربوني
منم ديگه تصميمو گرفتم اصلا نمي خوام كه پيشم بموني
يه شب كه داشتم فكرامو مي كردم ديدم تلف شده با تو جوونيم
يه جا يه جمله قشنگي ديدم (عاشقو بايد از خودت بروني)
چه شعرايي من واسه تو نوشتم
تو همه چيز بودي جز آسموني
يادت مي ياد روي درخت نوشتي تا عمر داري براي من مي خوني
يادت مي ياد گفتي سلام منو حتي به هيچ كس نمي رسوني
خوش باشي هر جا كه ميري الهي برات تلافي نكنه زموني

به چشماي خودت قسم ديگه بهت نمي رسم
يادت مي ياد بهارمون دلاي بي قرارمون
قايم شدن تو كوچه ها دور از نگاه بچه ها
بازي هاي عروسكي آخ كه چه حيف شد كودكي
اون وقتا اين جوري نبود راهت به اين دوري نبود
حالا كه عاشقت شدم نيستي ديگه مال خودم
يادت مي ياد ستارمون ..............
فقط تماشا مي كني!!
بعدشم حاشا مي كني!
مي گي گذشت گذشته ها!
سر به سرم كه نذاري بگو يه كم دوستم داري
|